صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"

عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ

وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ


+
تویِ دنیایِ خدا، به خاطرِ آرامش قلب و روح و حتی آرامشِ جسم خودت، بر اساس قوانین و دستوراتِ لطیف و مهربانانه ی خدا زندگی کن. وقتی خدا می گه نرو، نگو، نشنو، نکن...نرو...نگو...نشنو...نکن... چه دلیلی زیباتر از اینکه بی نیازی مهربان برای تباه نشدن تو و برای تعالی تو دستوراتی حکیمانه به سمت تو فرستاده؟
بگو چشم به خدا
بی چون و چرا...

آخرین مطالب

۲۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

صوفی نهاد دام و درِ حُقه باز کرد

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۱۰ ب.ظ

دل اگر برای عشقِ غیرِ خدا تعبیه شده بود، زیادی بزرگ بود، خدا هم که کار بی حساب کتاب انجام نمیده نعوذ بالله، لابد دل فقط مُلکــــِ خدا باید باشه.«القلبُ حرم الله امیرالمومنین علی علیه السلام»

ولی خدایا!
اون روزی که از عشق خودت گِل می کردی خاکِ آدم رو، قطعا فکر اینم کرده بودی که اگر یه لحظه یه جلوه اش بدرخشه چی به سر بیننده میاد !

به قول حافظ "صوفی نهاد دام و در حقه باز کرد" آفریدی و از خودت نشانه در دل هر آینه گذاشتی و شهر رو پر کردی از آینه. تصویر به تصویر، آینه به آینه، دنبال عشق، دله که داره به سر می دوه.

تو دام گذاشتی که امتحان کنی، که بدونی کدوم یکی از ما زرشناس تریم، "لنبلوکم ایُّکُم احسَنُ عملا" خواستی بین این همه زرق و برق ببینی کدوم چشم تیز بین تره! بین این همه پروانه ی سرگشته ی نور کی بدنبال منبع اصلیه نور می گرده! کی می فهمه نور ماه از خودش نیست و از خورشیده !
خواستی ببینی کی زرنگ تره؟ السابقون السابقون اولئک المقربون...

امتحان کردی که ببینی کدوم دل منبع فیض شناس تره !و تشنه کردی که ببینی کدوم تشنه آب رو از سراب بهتر تمیز می ده !
کدوم طالبِ جاودانگی سمتِ درختِ ممنوعه نمی ره!

می خوای بدونی کی اعتماد می کنه به تو. به تو که کسی رو از چیزی منع نکردی، مگر اینکه از اون چیز بی نیازش کردی !

 تو می خوای امتحان کنی خدا.

 یکی اگه پاس نشه دوباره برگذار می کنی امتحانو!

من شیعه م؛ به عدل و حکمت تو ایمان دارم؛ اونقدر با انصاف هستی که درس نخونده رو امتحان نگیری.
 
خدایا ...
تو با همه ی معلما فرق داری، دلم می خواد دوستت داشته باشه، می خواد حتی عاشقت باشه، می خواد مثل اون قطره ی آبه که وقتی بیافته توی دریا میگه "آب" و بعد راحت می میره و با تو یکی می شه باشه،می خواد؛ اگرچه قدمش رو نداره، اگرچه شعورش قد نمی ده، اگرچه عرصه ی سیمرغ جولانگه مگس نیست، اگرچه دست غیب به سینه ی نامحرم می زنن. اگرچه...

 دل می خواد خدا، اون قسمتـــِ ش که امنه، اون قسمتــــِ ش که می دونه گر عشق نباشد به هیچ کار نمی آید دل.

خدایا! این پروانه یِ گیج و سرگردانت رو به سمت منبعِ اصلیِ نور هدایت می کنی لطفاً؟
به خاطر حسین(ع)و به نور این مصباح هدی این پروانه ی سرگردان رو توی این شب تیره و تار، توی این گرداب که حائلِ تشخیص صحیح از غلط شده، هدایتش کن...

با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

+

گر با غم عشق سازگار آید دل

بر مرکبــــــ آرزو ســوار آیـد دل

گر دل نبود کجا وطن سازد عشق

ور عشق نباشد به چه کار آید دل

"ابوسعیدابی الخیر"

  • صحبتِ جانانه

یه عاشقانه یِ گس «:|»

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۵۵ ق.ظ

کالم؛

مثلِ خرمالویِ نرسیده 

طعم گس اَم قطعاً دهان تو را خواهد آزرد.

آهای! دستی که به سمتِ شاخه اَم دراز شده ای...


.

.

.

.

.


+نه سپیده نه زرده نه نارنجیه نه نیماییه و نه اینقدری می تونه سر پایِ خودش بایسته که غزل بشه؛ یه دادِ ساده ی سرِ کوهیه برآمده از دلی که دهنشو کاه گِل گرفتن و نشتی کرده.

:|

+عنوان پیشنهادی از خواهر «نقطه» است، من گذاشته بودمش نپخته.

+کارگران مشغول کارند...

+یکی از دوستان چیزی شبیه به این دارن!

خوبه خواهر؟:)


اینجا


  • صحبتِ جانانه

لطفِ مریض؛ فحشِ لطیف

سه شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۱۵ ب.ظ

از این فحش های لطیفِ با لبخند همراهِ، ظاهراً از سر دلسوزی و محبتِ، باطناً تیکه کنایه و حسادت دار به هم ندید. خیلی ضایه ست، یکی یه ذره زرنگ باشه متوجهِ بویِ تعفنِ نیتتون می شه.

  • صحبتِ جانانه

پناه بر خدا

سه شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۰۷ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صحبتِ جانانه

الهی و ربّی!

سه شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۵۶ ب.ظ

من لی غیرُک!

ربِّ من!

واقعاً من لی غیرُک!

حقیقتآً من لی غیرُک!

به خودت قسم؛ من لی غیرُک

کسی جز تو ندارم

پس اگر برانی منو از درِ خونه ت؛ فبمن الوذ؟

خدایا!

کمک لطفاً

یا کریم الصفح

یا حسن التجاوز...

کاسه ی من نشتی داره، سوراخی به قاعده ی دو برابر ورودی!

یا طبیب القلوب!

خدا...

به اندازه ی واژه واژه ی ابوحمزه کمک!

به اندازه ی واژه واژه ی جوشن کبیر، صدات میزنم، کمک..

کمک خدا...

  • صحبتِ جانانه

ید الله فوق ایدیهم

شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۲۶ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صحبتِ جانانه

خون می چکد

شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۲۲ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صحبتِ جانانه

دولتِ پاینده شو

پنجشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۳ ق.ظ

مثل درخت، ریشه در خاک که داشته باشی؛ از پاییز و زمستان نمی ترسی. بر خلاف برگ، که اولین باد خزان برای همیشه به زندگی اش پایان می دهد، و هیچ دم مسیحایی و باد بهار و نفحه ی حیات بخشی، روح را به کالبد بی جانش بر نخواهد گرداند.


اعوذُ باللهِ منَ ال بی ریشگی...

  • صحبتِ جانانه

سفر عشق مرو!

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۴۸ ب.ظ

از اینکه فکر کنم جگر شیر ندارم...

  • صحبتِ جانانه

جانا...

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۳۸ ب.ظ

پتانسیلِ جانِ من بالاتر از این حرفهاست؛ بالاتر...


+کباده نکشیدم خدا؛ دستم به سمتِ تو درازه، بازهم...

  • صحبتِ جانانه