صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"

عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ

وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ


+
تویِ دنیایِ خدا، به خاطرِ آرامش قلب و روح و حتی آرامشِ جسم خودت، بر اساس قوانین و دستوراتِ لطیف و مهربانانه ی خدا زندگی کن. وقتی خدا می گه نرو، نگو، نشنو، نکن...نرو...نگو...نشنو...نکن... چه دلیلی زیباتر از اینکه بی نیازی مهربان برای تباه نشدن تو و برای تعالی تو دستوراتی حکیمانه به سمت تو فرستاده؟
بگو چشم به خدا
بی چون و چرا...

۹ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

یک زن جوان، ممکنه بچه دار بشه، یعنی اصلا باید که بچه دار بشه. ولی می ترسه. می دونی چرا؟ چون دانشگاه او رو بدون بچه می پذیره. محل کار او رو بدون بچه می پذیره.

این یک حرف فمنیستی نیست

این یک گلایه ست از چیدمان بد ساختارهای اجتماعی که یک زن رو منهای بچه ش می پذیره و بعد عربده ی فمنیست ها در میاد میگن چرا بچه به عهده زنه خب به عهده مرد باشه.

نه، بچه به لطافت محبت وآغوش زنی به اسم مادر نیاز داره. کسی که نه ماه با ضربان قلب او کوک میشده ساز قلب خودش.

باید جوری بشه که زن بچه دار در عین آرامش و در اوج آسودگی خیال از بابت ایفای نقش های لطیف و عمیق و دقیقش توی خونه و خانواده، بتونه بر علم خودش اضافه کنه.

راجع به کار و شغل معتقدم که همونطور که شریعت هیییییییچ بار مالی ای به عهده ی زن نگذاشته، باید مردان اطراف یک زن اونقدر مرد باشن که زن رو از هر فعالیت اقتصادی ای بی نیاز و اقناع کنن. 

ولی گاهی زنی هست که استعداد و توانایی علمی ویژه ای داره و میتونه خیر برسونه، باید جوری باشه که این زن با آسودگی خیال و در عین اینکه میتونه توی آرامش منزل به رسالت های مهم خودش بپردازه، بتونه اثرگذاری در اجتماع هم داشته باشه.


  • صحبتِ جانانه

همت نبود

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۲۹ ب.ظ

زمان به سرعت داره می گذره و من دارم به سرعت عقب تر می افتم. اندوخته های این ایامم رو باید تا تبدیل به پراکندگی نشده نظم بدم...

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا

تو ز خویشتن برون آی سپه تتار بشکن

  • صحبتِ جانانه

مساله

جمعه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۵۴ ب.ظ

سخته، نمی دونم چطور حلش کنم.

یادمه هیچ مساله سختی از دستم قسر(قصر)در نمی رفت...

قضایای ریاضی و فرمول های ریاضی فیزیک رو جوری یاد میگرفتم که با تاروپود منطق حل مسأله م عجین شده بودن...

حالا ولی نمی دونم این مساله رو چطور حل کنم. گیر افتادم، حس می کنم یک جای کاراشتباه کردم. فرمول حل رو یاد نگرفتم قبلا، تجهیز نیست منطق حل مساله م برای این سوال...

دوست دارم این برگه رو بکنم مچاله کنم بندازم دور، ولی نمیشه!

  • صحبتِ جانانه

زیاد اذیت نشو

پنجشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۰۳ ق.ظ

دنیا دار تزاحمه، وسط گلستان هم که تفرج بفرمایی بلاخره یه خاری به پر چادرت گیر می کنه تا بهت بفهمونه که بهشت نیست اینجا، دنی ا ست...


  • صحبتِ جانانه

شهید محسن حججی

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۰۰ ق.ظ

پنج مهر96

دل همه ی شهر را تکان دادی...

حالم بده که برای اومدن به تشییع پیکر بی سرت حالم چندان خوب نیست...


بعدا نوشت:

هفده اردیبهشت97

همون روز رفتم و بیمارستان بستری شدم، بابت حال بدم. رفتم باپای خودم به بیمارستان و کار بالا گرفت، عجیب ترین تجربه ی زندگیم رخ داد. مرگ رو نزدیک تر از همیشه میدیدم، دکتر میگفت که داشتم می مردم ولی خبر نداشتم. 

اتفاقاتی که افتاد رو نمیشه ننوشت، نمیشه سرسری نوشت.

توش برای من درس فراوان هست.

همون روز عکس شهید هادی رو گم کردم

چند روز پیش لای کتاب شعر پیدا شد، الحمدلله

  • صحبتِ جانانه

مشق

دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۶ ب.ظ

خیلی چیزها هست که نمی دونم، وسط یه عالمه نمی دونم گیر افتادم و دارم با نمی دونم ها زندگی می کنم. باید بعضی از این مجهولات رو معلوم کنم زودتر...

  • صحبتِ جانانه

انگشت ششم دست راست

سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۴۱ ب.ظ

من اگر ننویسم انگار روحم رفته از تنم. اگر کاغذ و قلم خوراک غالبم نباشه یعنی یه چیزیم هست. چته ای من! بنال لطفا...

  • صحبتِ جانانه

داشتم می مردم

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۲ ق.ظ

مدتی پیش به سختی بیمار شدم. غیر منتظره، بدون اینکه هیچکس حتی بتواند تصورش را هم بکند. هر لحظه شهادتین بر لبم جاری بود، البته لحظاتی که به هوش بودم و جان و رمقی داشتم...

زندگی(!) مالی شده بودم.

ایندفعه معلوم نیست چقدر زمان برایم باقی مانده باشد.

باید قبل از اتمام وقت و فرارسیدن اجل نهایی ام کاری کنم، کارهای بسیاری...

  • صحبتِ جانانه

آهسته قدم بردارید...

شنبه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۵۳ ق.ظ

هر آدمی یه حد رشد و سقف فهم و ظرفیت درک منحصر بفردی داره.

ممکنه کسی بنظر تو کم بیاد، ولی در مقابسه با ظرفیتها و تقدیرات خودش، داره رشد خودش رو می کنه، و ای بسا در معیار هایی که گفتم، در رسیدن به نسبت رشدش در این موقعیت تا رسیدنش به حد اکثر خودش از تو جلوتر هم باشه...

  • صحبتِ جانانه