صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"

عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ

وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ


+
تویِ دنیایِ خدا، به خاطرِ آرامش قلب و روح و حتی آرامشِ جسم خودت، بر اساس قوانین و دستوراتِ لطیف و مهربانانه ی خدا زندگی کن. وقتی خدا می گه نرو، نگو، نشنو، نکن...نرو...نگو...نشنو...نکن... چه دلیلی زیباتر از اینکه بی نیازی مهربان برای تباه نشدن تو و برای تعالی تو دستوراتی حکیمانه به سمت تو فرستاده؟
بگو چشم به خدا
بی چون و چرا...

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۴/۰۹
    8

۱۳ مطلب با موضوع «درد انفراری» ثبت شده است

زوال

دوشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ۰۱:۴۹ ق.ظ

فکر نمی کردم به چنین ستاره ی افول کننده ای سجده کرده باشم یک عمر...

  • صحبتِ جانانه

داشتم می مردم

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۲ ق.ظ

مدتی پیش به سختی بیمار شدم. غیر منتظره، بدون اینکه هیچکس حتی بتواند تصورش را هم بکند. هر لحظه شهادتین بر لبم جاری بود، البته لحظاتی که به هوش بودم و جان و رمقی داشتم...

زندگی(!) مالی شده بودم.

ایندفعه معلوم نیست چقدر زمان برایم باقی مانده باشد.

باید قبل از اتمام وقت و فرارسیدن اجل نهایی ام کاری کنم، کارهای بسیاری...

  • صحبتِ جانانه

نوشتن

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۲۷ ق.ظ

کی خوبه همت کنم و بلند شم و ادامه بدم راه نیمه کاره رو؟

بنویسم واجبات ننوشته رو.

بخونم واجبات نخونده رو... 


یک شب کارای خونه رو انجام ندی فردا کارات دوبرابر میشه.

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟

  • صحبتِ جانانه

تنهای تنهای تنها

پنجشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۹ ب.ظ

هرچقدر هم که خانواده و دوستای خوبی داشته باشی، هرچقدرم که سرت شلوغ باشه و در روز با چندین نفر بخاطر کار و درست تعامل داشته باشی، هرچقدرهم که زندگیت پر باشه از اتفاقات نو و تازه...

وقتی که عمیق بهش فکر کنی، تو تنهایی. یه تنهایی که هیچ کدوم از گزینه هایی که گفتم این بالا نمی تونن کاملا پرش کنن، حتی همه شون باهم...

یه وقتایی یه امتحانایی برات تدارک می بینه خدا، که هرررررچقدر هم که اطرافیان خوب و عالمی داشته باشی، سر از سوال امتحان تو در نمیارن. این سوال رو خدا طرح کرده مخصوص تو...

  • صحبتِ جانانه

دلی که تنگ شما نیست، چیست!

جمعه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۹:۵۰ ب.ظ

مانده ام لحظه ی پیچیدنِ عطر تو به شهر

ملک الموت پیِ چند نفر می آید؟...


1. خوش بحال اونایی که از عشقت جان می دهند

2. من الان باید گریه کنم، چشمم به در باشه، بی قرار باشم که نیامده ای. بایدزار بزنم که نیستی، یعنی اگر این وضع نباشد هیچ نمی ارزم...

دلی که دلتنگ شما نباشد دل نیست، جسم صنوبری چهار دالانیست برای تصفیه کردن خون کثیف نجسی که توی شریان های مرده ای متحرک تا روز هلاکش جریان پیدا می کند.

دلی که دلتنگ شما نیست از عشق هیچ نمی فهمد، دروغ می گوید اگر دم از ارادتتان می زند.

من اینچنین دلی را نمی خواهم...

ای کاش دست عشقت سینه ام را می شکافت و این دل مرده ی مرا جان می داد، نفحه ای می دمید در آن تا عشقت را تمام قد بفهمد. تا به هدف خلقتش که تپیدن به عشق شماست برسد... 




+کاظم بهمنی 


  • صحبتِ جانانه

صوفی نهاد دام و درِ حُقه باز کرد

شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۱۰ ب.ظ

دل اگر برای عشقِ غیرِ خدا تعبیه شده بود، زیادی بزرگ بود، خدا هم که کار بی حساب کتاب انجام نمیده نعوذ بالله، لابد دل فقط مُلکــــِ خدا باید باشه.«القلبُ حرم الله امیرالمومنین علی علیه السلام»

ولی خدایا!
اون روزی که از عشق خودت گِل می کردی خاکِ آدم رو، قطعا فکر اینم کرده بودی که اگر یه لحظه یه جلوه اش بدرخشه چی به سر بیننده میاد !

به قول حافظ "صوفی نهاد دام و در حقه باز کرد" آفریدی و از خودت نشانه در دل هر آینه گذاشتی و شهر رو پر کردی از آینه. تصویر به تصویر، آینه به آینه، دنبال عشق، دله که داره به سر می دوه.

تو دام گذاشتی که امتحان کنی، که بدونی کدوم یکی از ما زرشناس تریم، "لنبلوکم ایُّکُم احسَنُ عملا" خواستی بین این همه زرق و برق ببینی کدوم چشم تیز بین تره! بین این همه پروانه ی سرگشته ی نور کی بدنبال منبع اصلیه نور می گرده! کی می فهمه نور ماه از خودش نیست و از خورشیده !
خواستی ببینی کی زرنگ تره؟ السابقون السابقون اولئک المقربون...

امتحان کردی که ببینی کدوم دل منبع فیض شناس تره !و تشنه کردی که ببینی کدوم تشنه آب رو از سراب بهتر تمیز می ده !
کدوم طالبِ جاودانگی سمتِ درختِ ممنوعه نمی ره!

می خوای بدونی کی اعتماد می کنه به تو. به تو که کسی رو از چیزی منع نکردی، مگر اینکه از اون چیز بی نیازش کردی !

 تو می خوای امتحان کنی خدا.

 یکی اگه پاس نشه دوباره برگذار می کنی امتحانو!

من شیعه م؛ به عدل و حکمت تو ایمان دارم؛ اونقدر با انصاف هستی که درس نخونده رو امتحان نگیری.
 
خدایا ...
تو با همه ی معلما فرق داری، دلم می خواد دوستت داشته باشه، می خواد حتی عاشقت باشه، می خواد مثل اون قطره ی آبه که وقتی بیافته توی دریا میگه "آب" و بعد راحت می میره و با تو یکی می شه باشه،می خواد؛ اگرچه قدمش رو نداره، اگرچه شعورش قد نمی ده، اگرچه عرصه ی سیمرغ جولانگه مگس نیست، اگرچه دست غیب به سینه ی نامحرم می زنن. اگرچه...

 دل می خواد خدا، اون قسمتـــِ ش که امنه، اون قسمتــــِ ش که می دونه گر عشق نباشد به هیچ کار نمی آید دل.

خدایا! این پروانه یِ گیج و سرگردانت رو به سمت منبعِ اصلیِ نور هدایت می کنی لطفاً؟
به خاطر حسین(ع)و به نور این مصباح هدی این پروانه ی سرگردان رو توی این شب تیره و تار، توی این گرداب که حائلِ تشخیص صحیح از غلط شده، هدایتش کن...

با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

+

گر با غم عشق سازگار آید دل

بر مرکبــــــ آرزو ســوار آیـد دل

گر دل نبود کجا وطن سازد عشق

ور عشق نباشد به چه کار آید دل

"ابوسعیدابی الخیر"

  • صحبتِ جانانه

یه عاشقانه یِ گس «:|»

جمعه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۵۵ ق.ظ

کالم؛

مثلِ خرمالویِ نرسیده 

طعم گس اَم قطعاً دهان تو را خواهد آزرد.

آهای! دستی که به سمتِ شاخه اَم دراز شده ای...


.

.

.

.

.


+نه سپیده نه زرده نه نارنجیه نه نیماییه و نه اینقدری می تونه سر پایِ خودش بایسته که غزل بشه؛ یه دادِ ساده ی سرِ کوهیه برآمده از دلی که دهنشو کاه گِل گرفتن و نشتی کرده.

:|

+عنوان پیشنهادی از خواهر «نقطه» است، من گذاشته بودمش نپخته.

+کارگران مشغول کارند...

+یکی از دوستان چیزی شبیه به این دارن!

خوبه خواهر؟:)


اینجا


  • صحبتِ جانانه

دولتِ پاینده شو

پنجشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۳ ق.ظ

مثل درخت، ریشه در خاک که داشته باشی؛ از پاییز و زمستان نمی ترسی. بر خلاف برگ، که اولین باد خزان برای همیشه به زندگی اش پایان می دهد، و هیچ دم مسیحایی و باد بهار و نفحه ی حیات بخشی، روح را به کالبد بی جانش بر نخواهد گرداند.


اعوذُ باللهِ منَ ال بی ریشگی...

  • صحبتِ جانانه

درد انفرادی

چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۸:۱۳ ب.ظ

یه درد هایی هست که هیشکی غیر خودت نمی فهمدشون. اصلا راجع بهشون حرف زدن معنایی نداره. هیچ کس غیر از تو واقعاو حقیقتاً نمی فهمدشون. مخصوص تو نازل شده این دردها.

غم در دل تنگ من از آنست که ...


  • صحبتِ جانانه

من پشت سر حسین(ع) قایم شده ام

جمعه, ۹ مرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۰۰ ب.ظ
اوج لذت کودکیش اینه که براش توی خونه پیتزا درست کنم، یه اشتباهی مرتکب شد، که نمی شد به درخواست پیتزاش پاسخ مثبت داد. بهش گفتم به پاداشِ اون کارِ بدت پیتزا می خوای؟
دلم شکست؛
خدایا!

اوج لذتِ منِ عصیان گر اون پیتزاییه که فقط تو می تونی طبخ کنی.
من که هیچ عملی ندارم که به پاداشش ازت بخوام این نعمت رو، این رحمت رو؛
تازه!
کلی هم کوله بار عصیان و خطا به دوشم سنگینی می کنه!
ای کسی که بف کردی اجازه دادی تا ازت بخوام که به حق حسین مجازاتم نکنی؛ به حق حسین مجازاتم نکن!
الهی! لا تودبنی بعقوبتک؛ تو رو به حسین(ع)قسم می دم
یا من عفا عنِ السیئاتِ و لم یُجازبها...
یا کریم الصفح...
ببخش و ببخشای به حق حسین(ع)

پیتزا رو پختم، اگرچه...
  • صحبتِ جانانه