صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"

عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ

وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ


+
تویِ دنیایِ خدا، به خاطرِ آرامش قلب و روح و حتی آرامشِ جسم خودت، بر اساس قوانین و دستوراتِ لطیف و مهربانانه ی خدا زندگی کن. وقتی خدا می گه نرو، نگو، نشنو، نکن...نرو...نگو...نشنو...نکن... چه دلیلی زیباتر از اینکه بی نیازی مهربان برای تباه نشدن تو و برای تعالی تو دستوراتی حکیمانه به سمت تو فرستاده؟
بگو چشم به خدا
بی چون و چرا...

آخرین مطالب

خلوت عمومی

پنجشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۲:۳۳ ق.ظ

یه روایت داریم، زن ها از آنچه در خلوت بین خودشون و شوهرشون میگذره بیرون سخن نگن. 

بنظرم سخن هوشمندانه ای هست. 

 همه ی خلوت ها رختخواب نیست، یه صحبت ساده که عشق با مختصات خاص اون زوج خاص درش ردوبدل شده هم خلوته بین زن و شوهر به حساب میاد...

سبک زندگی ها، فرهنگ ها، شخصیت ها، امتحان افراد، همه و همه متفاوته. اگر بنا باشه من هر لطف و محبت و شیرینی ای که در زوجیت چشیده م رو روایت کنم. مثلا مشاعره ای که دوسه تا بیت رندانه و دلچسب وسطش به هم خوندیم یا سفر رفتن نرفتنی که به یه مکالمه ی ایثارگرانه در حق همسرمون یا اون در حق ما ختم به خیر شده رو روایت کردن، چه اتفاقی رخ میده در مقیاس کلان؟


مثل ورود دانشگاه های قارچ گونه، حتی در تمامی ده کوره ها، که فرهنگ مزدم اون منطقه، پوشش و حیای دختران اونجا، سطح رضایت از زندگی شون و حتی معیارهای ازدواج شون و... رو تغییرات داده.

مثلا مرد لر یه جور ادبیات داره در ابراز عشق

مرد کرد یه جور

مرد شبرازی یه جور

زن ترک یه سیاست زنانگی داره

زن لر یه جور...


و تهران که ملغمه ای از همه اداب و سنن و... هست هم یه جور

البته جوری شده(حالا داستانش چیه از نظر تاریخی و سیاسی و..  خودتون ممکنه بدونید و از حوصله پست من خارجه)  که فرهنگ ها اینقدر به هم نزدیک بشن که دیگه در چند نسل بعد احتمالا تفاوت چندانی بین افرادی که در نقاط و بوم های مختلف زیست کردن وجود نداشته باشه در سبک زندگی و نظام ارزش گذاری هاو...

ولی حس میکنم می لنگه یه جای کار

یه مقایسه ی ساده کافیه تا آدمی که در مختصات زندگی خودش از من خوشبخت تره، با روایت من حس کنه خوشبخت نیست!





  • ۹۷/۰۹/۰۸
  • صحبتِ جانانه

نظرات  (۹)

خیلی تحلیل درستی بود
جایی از کار نمیلنگه
به نظر این به خاطر رنگارنگ بودنه نگاه هاست!
پاسخ:
لنگیدن همون بود که توضیح دادم دیگه
  • سوته دلان
  • سلام

    نه تنها خلوت خوشی که ناخوشی رو هم نباید تعریف کرد!
    اون دو خط آخر هم بخاطر قانع نبودنه!
    یعنی همیشه خودمون رو در قیاس بالاتر قرار می‌دیم نه پایین تر!
    یعنی فلانی خوشگل تره، فلانی خوشبخت‌تره، فلانی تحصیل کرده‌تره، فلانی...
    در حالی که خودمون همه‌ی اینا رو هم داریم اما مرغ همسایه، غازه...

    پاسخ:
    سلام و رحمت الله

    بله
    دو خط آخر رفتار مورد تاییدی نیست. ولی حتی اگر حسرت و غبطه ای بر انگیزیم در یک زندگی اثری بد گذاشتیم...
    فرهنگ... گمشده همگان...
  • انـ ـــار
  • چه قدر دلم تنگ شده بود برای این مدل نوشتن های شما... 



    نظرتون راجع به کتاب شهدا چیه؟ 
    اخیرا یادت باشد رو خوندم. 
    تماما خلوت زن و شوهری ست


    سلام و صلوات خدا بر شهید سیاهکالی و همسر صبور و بزرگوارشون
    پاسخ:
    سلام و رحمت الله

    با نوشتن خاطرات زن و شوهری شهدا هم خیلی موافق نیستم به اون صورت
    اتفاقا خیلی از خانومای مذهبی رو وقتی میگی چرا اینطوری می نویسی میگن پس خاطرات شهدا چی:|

  • انـ ـــار
  • یعنی دختر شینا، یادت باشد و سری کتابهای نیمه پنهان و همچنین برنامه نیمه پنهان و....  مورد تایید شما نیست؟ 

    معایب این گفتن ها را گفتید. 
    به محاسنش هم فکر کردید؟ 
    به اثرات مثبت خاطره گویی همسرانه؟ 
    پاسخ:
    قرار نیست کاری که همسران شهدا می کنن به اسم شهدا تمام بشه و از عزت شهید به کارشون اعتبار بدیم و صددرصد قبولش کنیم


    بله عیب می جمله بگفتم هنرش نیز خواهم گفت😊
    منتهی حالا ما عجالتا خودمون رو همسر شهدای زنده فرض نکنیم و  اندکی  روی جنبه های منفی ش فکر کنیم، واقعا اثرگذاری مثبتش بیشتره یا بالابردن سطح توقعات و افزایش نارضایتی ها؟

  • انـ ـــار
  • ولی من قبولش دارم
    چون آقا قبولشون دارن
    مثلا "یادت باشد" به خاطر فرمایشات آقا درباره این کتاب و تایید و تعریف شون، خیلی بیش از قبل درخشان شد و خوانده شد. 

    برای شخص بنده هم اثرات به شدت مفیدی داره ولی مشکلی ایجاد نکرده
    بستگی به نگاه آدم ها داره
    نگاه را که اصلاح کرد به جای بالا رفتن سطح توقعات، نکات مثبت یاد گرفته میشه، الگوسازی میشه... 

    چرا باید توقع داشته باشیم همسرمون مثل اون شهید باشه؟؟ 
    از خودمون توقع داشته باشیم که مثل همسر اون شهید بشیم.. در سیره و رفتار و صبر در طول زندگی

    ضمن اینکه شهادت هدف نیست که آرزوی همسر شهید شدن را داشته باشیم و خودمون را همسر شهید زنده فرض کنیم. 
    شهادت مزد اخلاص کسانی ست که در راه خدا و برای خدا، به وظیفه شون عمل کردند. 
    پاسخ:
    خب بلاخره درست یا غلط نظر شما اینه
    و محترمه
    منم البته کاملا می فهمم منطق شما و فرمایشات شما رو
    منتهی دنبال یک عمق بیشتری می گردم(ان شاءالله بیابم)
    سلام
    با کلیت فرمایش شما موافقم اما سوالم اینه که پس چطور رفتار درست با همسر رو به جوانان باید آموزش داد؟
    شاید در دوسه دهه پیش و قبل از اون همین که به صورت کلی میگفتن که باید فلان جور رفتار داشته باشید و فلان مراعات ها رو داشته باشید کفایت میکرد...
    یا نهایتش این بود که عاقلتری میرفت با جوان به صورت جزئی تری صحبت میکرد و آگاهش میکرد...
    که البته این روش به صلاح نزدیک تر بود...

    اما دنیای مدرن و ارتباطات ذائقه ها رو دچار پریشانی کرد... انسانها جزئی نگری افراطی پیدا کردن و به جای اینکه از عقل به تجربه برسن از تجربه به عقل میرسن...
    ذائقه ها به این سمت رفته... اگر بنا باشه فرمایش شما کاربردی باشه باید یک شخص نسبت به آسیبها و اقتضائات سبک زندگی عصر خودش اگاه بشه و خودش رو از اون آسیبها دور کنه...
    که به نطر من شاید 5 درصد مردم آگاه باشن و رعایت کنن... بقیه بیمار شدن...
    به قول طبیبی، هر بیماری ای که در طبیعت باشه درمانش هم در طبیعت هست... اما بیماری های صنعتی گاها درمان های طبیعی ندارن و ناگزیزیم از درمانهای صنعتی و یقینا درمان صنعتی بدون عوارض نخواهد بود...

    این بیماری های مدرن نیاز به درمانهای مدرنیزه شده داره و یقینا درمان مدرنیزه شده درمانی مطلق و شفا بخش نیست و عوارض داره...

    یعنی برای حل این معضل شما باید چند گام به عقب تر برگردید...
    اول بپرسید پرا جامعه به سمت این مدل نویسندگی ها رفت؟
    چه شد که این نیاز پیش اومد؟
    چون سعی میکنید تحقیقی تر با مسائل برخورد کنید عرض کردم...
    البته خودم وقتی از زوایای مختلف نگاه میکنم حرفهای زیادی برای گفتن دارم که خب جاش اینجا نیست...
    پاسخ:
    سلام و رحمت الله
    خیلی عالی

    چرا کسی دنبال روانکاوی و آینده نگریه واکنش ها و آثاری که پس از نظریه های همچینیه انتخابی بین بد و بدتر، نمی ره؟
    همیشه معتقدم برای مسائل چند ساحتی اجتماعی باید چندساحتی، عمیق، کل نگرانه و در دلش جز نگرانه، دنبال راه حل گشت

    دوستمون میگن چجوری به جوونا رابطه درست یاهمسر رو نشون داد؟
    نوشتن خصوثی زن و شوهری از زبان همسران جوان داغدار شهدا رو هم راه مناسبی پیشنهاد میکنن
    من سوالم اینه که امثال شهید چمران و اینا که در عصر سرطان ارتباطات نبودند، چگونه اینهمه زیبا همسرداری می کردند؟ خاطرات خونده بودند یا خودسازی کرده بودند و به نظرات دین و آیه و روایت رجوع کرده بودند؟

    خوشحال میشم حرفهای همه جانبه تون رو بنویسید و بخونم



    +چرا ناشناس گذاشتن:|
     
    غریبه نیستم احتمالا بشناسید اما صلاح رو در ناشناس گذاشتن دیدم... اگر راحت نیستید ادامه نمیدم

    بله شهید چمران اگر در عصر ارتباطات امروزی هم بودن یقینا نیازی نداشتن با خاطره خوندن به تشخیص درست برسن...
    چرا؟
    چون مقهور اقتضائات دنیای مدرن نمیشدن... چون در زمره اکثرهم لایعقلون نبودن...

    این جمله منو یه بار دیگه بخونید لطفا:
    انسانها جزئی نگری افراطی پیدا کردن و به جای اینکه از عقل به تجربه برسن از تجربه به عقل میرسن...

    برای همچین انسانی چکار باید کرد؟
    این انسان یقینا نمی تونه منش و روش شهید چمران رو در پیش بگیره...
    چرا؟
    چون قوه عاقله اش بسیار ضعیفه... یا ضعیف شده...
    چرا؟
    چون بیماری مدرنیسم گرفته... چمران اونقدر واکسینه بود که مبتلا نشه... اما این انسانها مبتلا شدن...
    حالا باید چکار کرد؟
    بله زمانی که مولا علی مصلحت رو در سکوت دیدن میدیدن این روشی که آغاز شده به کربلا منتهی میشه و به غیبت امام معصوم...
    اما جالبه بدونید در جریان سقیفه ابوسفیان از مولا علی جانبداری میکردن که یا علی خلافت حق تو بود... چرا ساکت نشستی... چرا حقت رو نمیگیری؟
    یعنی با وجود اینکه میدونستن با قضیه خلافت چه ناگواریهایی در انتظار اجتماع و امت هست... باز سکوت کردن و حتی در جریان خلافت اونها ، کمک هم میکردن...
    الان هم همینه... میگید این روش نقل خاطرات عوارض داره... تبعات داره... 
    میگم بله که داره...
    حرف من اینه... یه راهکار عملیاتی بدید... نظریات ایده آلیستی دادن کار راحتیه...


    پاسخ:
    اهمیت شناس بودن کمتر از اهمیت بحث هست.راحت باشید ناشناس

    دقت کردید گفتم عصر سرطان ارتباطات،  متوجه فرمایشات شما میشم
    ولی نمی دونم چرا پرسش گونه مطرح کردید برخی حرفها رو

    من دنبال فهم دقیق و عمیق و گره گشایم
    اگر اطلاعات خوبی داشته باشید  و کمک کنید کار بزرگی کردید

    ما هم به دنبال حل مساله هستیم
    اساسا مشکل از خاطرات شهدا و همسرانشون نوشتن و خواندن نیست... مشکل از زاویه نگاه ما انسانهاست...
    زاویه نگاهی که عقلش صرفا از تجربه بدست میاد این انسان دچار شده...
    چه خاطره شهید بخونه چه نخونه...
    حضرت علی به ابوموسی اشعری قبل از مذاکره با عمروعاص میگه ، ابوموسی تجربه رو زیر پا نذار که اگر کسی تجربه رو زیر پا بذاره شقی هست...
    تجربه، حداقلِ عقل و پایین ترین تجلی عقل هست حضرت میفرمایند کسی که به پایین ترین مرتبه عقل هم تمسک پیدا نکنه شقاوت داره...
    اقتضائات جامعه مدرن، عوام رو به سمت این میبره که تمام خوبی ها رو بعد از گذشتن از فیلتر تجربه میپذیرن... اگر به عوام بگید وفق و همدلی بین زوجین موجب افزایش رزق مادی و معنوی میشه تاثیر نمیگیرن... اما اگر یه همسر شهیدی بگه ما در زندگی این مدلی همدلی داشتیم و بعد با وجود اینکه یه در آمد خیلی متوسط داشتیم درآمدمون خیلی برکت داشت و خیلی کارها با همون پول اندک انجام میدادیم... بعد روزی همسرم در خواب دید که این برکت در رزق به خاطر همدلی شماست... احتمالا عوام غش میکنن... و تا یه هفته به صورت افراطی هر چی همسرشون بگه با ظن اینکه همدلی و وفق یعنی مخالفت نکردن، قبول میکنن و بعد از یه هفته باز همون آش هست و همون کاسه...
    اینها از آفات جامعه مدرن هست...
    البته کسانی که عقل قوی ای هم دارن ممکنه خاطرات همسران شهدا رو بخونن اما غرق داستان و پوسته نمیشن... اصول و کدها رو دریافت میکنن
    حتی ضعیف العقلی مثل من که فقظ داره تلاش میکنه عاقل باشه وقتی همسرم بعضی از بخش های کتاب یادت باشد رو برام خوند متوجه شدم چرا ایشون شهید شدن و من نشدم...
    یعنی کاری با رفتارشون نداشتم... بلکه متوجه عمق نگاه شهید سیاهکالی شدم...

    اما ممکنه کسی که عقل ضعیفی داره و از طرفی تنگ نطر هم هست و همسرش هم رفتار مناسبی نداره اون کتاب رو بخونه و نسبت به نوشتن این کتاب موضع کاملا مخالفانه بگیره...
    عرض کنم که اشکال در اینه که عقل ما صرفا از تجربه بدست میاد...
    وقتی این مدلی شدیم یا خیلی غرق در کتابی مثل یادت باشد میشیم... یا خیلی ضد و مخالفش...
    هر دو طرف اشکال از خودشونه در درجه اول...
    و همیشه بودن انسانهایی که شیشه کبود بر چشم داشتن و تمام پدیده ها رو کبود میدیدن...
    منتها در عصر ما بنا بر اقتضائات این عصر عینک دودی بر چشم ها بیشتر شد
    پاسخ:
    خب خدا خیرتون بده
    مسائلی که می فرمایید رو کم و بیش متوجه م
    ولی برای خودم  جای غور علمی و دقیق رو خالی میبینم در این حوزه ها( خانواده از هر ساحتی که بهش بخواهیم نگاه کنیم) لهذا ممنون میشم اگر کتاب یا مقاله(چه فارسی چه انگلیسی) خوندین در این رابطه معرفی کنید به بنده.
    چون دنبال حقایقی هستم.
    اگر به شکل بحث بخوایم جلو بریم قطعا کمتر از معرفی منابع به حل مشکل نزدیک میشیم
    ممنون از شما

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">