صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

جـانـَم بگیــر و صحبتِ جـانانه ام ببخـش

صحبتِ جانانه

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"

عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ

وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ


+
تویِ دنیایِ خدا، به خاطرِ آرامش قلب و روح و حتی آرامشِ جسم خودت، بر اساس قوانین و دستوراتِ لطیف و مهربانانه ی خدا زندگی کن. وقتی خدا می گه نرو، نگو، نشنو، نکن...نرو...نگو...نشنو...نکن... چه دلیلی زیباتر از اینکه بی نیازی مهربان برای تباه نشدن تو و برای تعالی تو دستوراتی حکیمانه به سمت تو فرستاده؟
بگو چشم به خدا
بی چون و چرا...

آیا شما؟

جمعه, ۱۳ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۵۰ ق.ظ

شما هم از اونایی هستد که دنیا رو باچشم نقد و ایراد گیری نگاه می کنید، بعد گل درشتای خودتون رو انکار میکنید و توجیه؟

  • صحبتِ جانانه

شش مهر(فقط همین یک پست عمومی است)

دوشنبه, ۹ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۶ ق.ظ

بعد از عمل، توی بخش، هم اتاقی های مختلفی این دفعه به پستم خوردند

اولی یه خانوم مجرد بود که کورتاژ کرده بود و سن و سال حدود سی و نه چهل داشت، و اصرار داشت شب بیمارستان نمونه. میخواست حتما شب خودش رو به خونه و خونواده ش برسونه، آخه خبر نداشتن...

یک انسان با یک گناه علنی درست کنار من پشت پرده، روی تخت بغلی دراز کشیده بود، سخت بود.

پشت پرده هممممه ی ماجراشون رو برای کمک بهیاری که اومده بود برای انجام کارهاش تعریف می کرد، میگفت ده ساله باهم دیگه ایم ولی نمیذارن ازدواج کنیم!

الله اعلم، اینقدر ماجرا های راست و دروغ میشنوه آدم که بیخیال ماجراها میشه گاهی...

حتی سوپروایزر اومد بالاسرش و این خانوم با آقایی که نسبت مشخصی باهاش نداشت، برای سوپروایزر توضیح دادن که باید قبول کنه که اینا با رضایت شخصی ترخیص بشن...

برنامه داشتن اول برن یه جیگرکی بعد خانومه رو برسونه خونه شون...

همون موقع هم شب بود...

کمتر آدمی هست که معصومیت اکتسابی رو بدست آورده باشه، شاید. بهرحال من معصوم نبودم، و داشتم حول محور گور می چرخیدم، برای همین ماجرا سخت تر هم بود.

اولش شیطون وسوسه فکری می انداخت

که چرا این افراد اینطوری نمیشن

چرا من آخه...

بعد خاک مجازی به سر و دهن خودم می کردم که نگووووو، تو خودت خبرداری از نسخه ی اشفته ی دیوان عمر خودت و خدا...

شنیدین میگن الغیبت اشد من الزنا...

همین یه روایت رو اگر با پوست و گوشت و استخون فهمیده باشیم کافی می بود برای منی که داشت حالم بد می‌شد، بنظرم رسید بهتره جلز ولزامو برای خودم خرج کنم...

داستان موسی رو وقتی خدا ازش میخواد که بره و یه نفر پست تر یا گناه کار تر ار خودش پیدا کنه و بیاره ، ایشون هرکی رو می بینه باخودش نمیتونه کنار بیاد که این بدتر از منه، بازم باخودش میگفت من از باطنش بیخبرم، ای بسا که بهتر از من باشه، آخر وقت یه سگ رو پیدا میکنن و میگن این دیگه بشر نیست و نجسه و شاید این از من پست تر باشه، شاید... بین راه برگشت این سگ رو هم رها میکنه، میگه نه، شاید واقعا اینطور نباشه...

دست خالی به خلوت عبادتش برمیگرده و خدا بهش میگه بله، حقیقتا اگر کسی رو گرفته بودی آورده بودی کار بدی کرده بودی...

موسی پیامبر خدا، کلیم خدا اینطوری فکر می کرده درباره خودش و دیگران، منه خط غلط معنی غلط املا غلط انشا غلط، بسیار باید غلط بکنم که این تصورات رو ادامه بدم...


 

  • صحبتِ جانانه

شش مهر3(خانم ها فقط)

شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۱۰ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صحبتِ جانانه

شش مهر2(خانوم ها فقط)

پنجشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۳۶ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صحبتِ جانانه

شش مهر(خانم ها فقط)

پنجشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۴۶ ق.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • صحبتِ جانانه

بیست سی

جمعه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۱۹ ق.ظ

برام دردناکه وقتی می بینم اساتید طراز(!) دانشگاه ما و سایر دانشگاه ها، سینه سپر کرده اند و با محکم بسیار عزم جزم کرده اند که این سند ننگین رو اجرایی کنند.

اینها نمی دونن مهره ی بازی کثیف چند عدد یهودیه شیطان صفت شده اند که تنامی احاد بشر رو بی شان و ارزش و پست تر از احشام خودشون می دونن و به دنبال سیطره بر افکار و اعمال و هست و نیست شون هستن ...

استادی داشتیم بهار 96، با شدت و حدت از 2030 حمایت میکرد، بدون اینکه ذره ای اسم این سند رو بیاره. از آموزش جنسی، از همجنس گرایی و... اینها رو با زیبایی(!!!) بیان می کرد

اون موقع هنوز بیست سی رو علنی نکرده بودن

ولی کارگروه های بزرگی محکم پشتش بودن و داشتن عملیاتی ش می کردن

مثل همین الان که زیرزیرکی دارن اجراش می کنن 

بعدها فهمیدیم این استاده یک سمت بالا در یکی از نهادهای وابسته به ریاست قوه ی مجریه داره:|

مدیرگروه ما سن و سال بالایی داره حسابی، ولی جوان گونه دنبال پیگیری کارگروه زن و خانواده ی این سنده...

زدن برجک جامعه(زن) رو دادن دست یک عده زن...

درد داره درد


اینجا رو بخونید حتما که بدانید چی در پیش داریم



  • صحبتِ جانانه

سحر خیزی

چهارشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۱۳ ق.ظ

سلام

دوستان کدوماتون سحرخیز هستید؟

چرا سحرخیزید؟

چکار میکنید که سحر بخیزید؟

در سحر چه خیزهایی بر می دارید؟

ما را آموزید راه و رسم خیز برداشتن در سحرگاهان.

سپاس

  • صحبتِ جانانه

سوال

سه شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۱۰ ق.ظ

هرکی بیشتر داره، حق داره بیشتر خرج کنه توی چیزهایی که مثل عروسی و ولیمه و جهیزیه، نمود بیرونی بیشتری دارن؟

  • صحبتِ جانانه

...

يكشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۱۵ ب.ظ

ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است

که پیش خلق درازست دست حاجت ما

  • صحبتِ جانانه

دنیا مالی

شنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۷، ۰۵:۳۱ ب.ظ

محرم داره کم کم نزدیک میشه، پارسال محرم چه روزهایی داشتم...

 تاسوعای اتاق عمل

عاشورای نیمه هشیاری و صدای هیأت از دور و اطراف بیمارستان

توی بیمارستان داشت اولویت های زندگیم تغییر می کرد، دنیا مالی شده بودن بعضی اولویت هام گویا، همین منی که خیلی هم به نظر خودم دنیا مالی شده نمی اومدم. توی بیمارستان داشتم می‌فهمیدم که اگر اینطوری بنا باشه از دنیا برم، خیلی دست خالی رفتم...

  • صحبتِ جانانه